تبلیغات اینترنتیclose
بیدار مانده در نفس آبی پگاه(فرخ تمیمی)
پیچک ( فرخ تمیمی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

پرسش

**
 بیدار مانده  در نفس آبی پگاه

 گلدسته های شهر :

- این شاعران شعر نیایش -

 رنگین کاشیان  معتاد

 در دودناک شعر نیایش، نشسته گرم .

در زیر پای خویشتن  احساس می کنم

 سیاره ی زمین  را با جاودانگیش

 با انس رنگ های  غریبش

 با بیکرانگیش.

 

 این آشیان در هم موج و صدا و نور

 این لانه ی عظیم ترین سکوت ها

 در مرز کائنات - که انسانش -

تنها نشسته می گرید .

 تنها نشسته می گرید .

 

 من فکر می کنم

 با این ستاره پرتو اندیشه گر نبود ؟

 

« در پگاه پر شکوه  میدان شاه اصفهان قدم می زدیم  کاشی های محتشم  غنی  تر از سرود  نیایش  بود .

 من با  جذبه رنگها مصرع اول  قطعه را زمزمه کردم . در فرصتی دیگر  من و دوست شاعرم « رؤیا »  قطعه 

را به صورتی که  می خوانید  به انجام آوردیم . هفت مصراع  آغاز شعر از من و بقیه از رؤیا است  -  بهمن 42 »

 

 فرخ تمیمی

http://www.farrokhtamimi.org/farsi/poem/khaste_az_birangie_tekrar/5.htm

برچسب ها : ,

موضوع : خسته از بیرنگی تکرار, | بازديد : 193