تبلیغات اینترنتیclose
یک لحظه چون گیاه رؤیا ، رویید( فرخ تمیمی)
پیچک ( فرخ تمیمی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

در آینه ها

**


 یک لحظه چون گیاه رؤیا ، رویید

تصویر : یک کلاس و معلم

در صاف شیشه های پنجره ی من

 من،

این رویش را در آینه دیدم .

در صاف شیشه های پنجره ، نومید

 مردی  بر تخته ی سیاه نویسد

 کوشد تا حل کند معادله یی را .

 

آیا « ایگرگ »

       در این معادله چندست ؟

 تا کی بر تخته سیاه ، معلم

 کوشد تا حل کند معادله اش را

 

 ایگرگ ،

        ایگرگ ،

ناگه غریوی  برخاست .

 « ایگرگ اینجا برابر صفرست »

 

 در باغ ناشکفته ی ذهنم

 روباه خستگی است  که خواند

 شاید یک آسپیرین ،

            شاید

روباه را ز باغ براند .

 

 اینک مجهول این معادله ،

                صفرست .

دیگر در آن کلاس کسی نیست .

باید آن صفر را در آینه ها دید .

 

  فرخ تمیمی

http://www.farrokhtamimi.org/farsi/poem/khaste_az_birangie_tekrar/1.htm

برچسب ها : ,

موضوع : خسته از بیرنگی تکرار, | بازديد : 105