تبلیغات اینترنتیclose
اگر زبان نگاهی نیاز دل می گفت(فرخ تمیمی)
پیچک ( فرخ تمیمی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

دیوار مرگ

**
اگر زبان نگاهی نیاز دل می گفت

درون خلوت شبها فغان نمی کردم .

 به شعر  سست سرانجام درد و رنجم را

 برای خنده ی مردم ، بیان نمی کردم .

 

 چه شام ها که چو کابوس مرگ وحشتزای

گلوی زندگیم را فشرده ام در چنگ .

 ز بیم آنکه به دامان گلنگار حیات

ازین تلاش نشیند غبار تیره ننگ.

 

بهر دری که زدم دست یأس بازش کرد

 مگر به پهنه ی ما یکدر امید نبود .

 چنان زمانه برایم شکست می بارد

که معتقد شده ام بخت من سپید نبود !!

 

 زبان لال چرا می گشایم  از سر درد

 کسی  ز سوز سخن های من نمی موید .

دریغ و درد که از تنگنای ظلمت شام

 لبی به ناله ی من پاسخی نمی گوید .

 

ازین پس ار بسرایم ترانه ی وحشت

بگوش بسته دیوار مرگ خواهم خواند .

ولیک تا نگشاید در رهایی  را ؛

در این دیار : - دیار شکنجه - خواهم ماند .

 

تهران . اسفند ماه 1333

 فرخ تمیمی

http://www.farrokhtamimi.org/farsi/poem/aghoosh/17.htm

برچسب ها : ,

موضوع : آغوش, | بازديد : 163